X
تبلیغات
رایتل

آن چیز ک انتها ندارد . . .

یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:20


 دخترک بچه بود . .  زهره اش ترکید . . .


 هیچ جا هیچ خبر خاصی منعکس نمیشود... یا اگر منعکس میشود به صورت ناقص و با حدف قرض ورزانه ی قسمتی از خبر، آن سایت هایی که چیزی نوشته اند هم غالب فیلتر هستند

یــــــــــــواش یواش 

اتفاق خاصی نیفتاده! 

آنچه که هست دفاع از غیرت و ناموس و ارزشهایی که باید به صاحتش سر سجده فرود آورد نه اینکه در بوق و کرنا کرد و طبل رسوایی اش را کوبید تا خدایی نکرده جلوی اقدامات مشابه گرفته شود و دیگر از این راد مردی ها  و آزادگی ها به چشم نبینیم و خدا نیاورد که آن روز را که مردها بی غیرت و بی خاصیت شوند و زنان هر چه که می خواهند کنند....

عاطفه دخترک پونزده ساله ای بود که دوم دبیرستان بود و در شهرستان کنگاور زندگی می کرد . . . 

مادرش بیسواد و پدرش راننده ی تاکسی بود

خودش در ابتدای سن بلوغ و نوجوانی بود و داشت کم کمک همه چیز زندگی آدم بزرگ ها را تجربه می کرد... و کودکانه می خواست در برابر زندگی قد الم کند

یک بعدظهر که عاطفه با دوست پسرش بیرون رفته گشت ارشاد می گیردشان و دخترک برای رهایی رنگ میزند به عمویش تا تا برای آزادیش بیاید، اما عمو همان وقت زنگ میزند به پدر عاطفه

و عاطفه تمام می شود . . .

پدر در نهایت آرامش مادر و دختر دیگر را رد میکند و با چاقو به جان جگرپاره اش می افتد و  . . .

هعی وای من

خدایا چقدر این اسمان ها تیره است که من زیرش نفس میشکم

به فرداهایی فکر میکنم که پدر آزاد می شود و می رود سرخانه و زندگی اش و روز از نو روزی از نو 

وقتی ولی دم خود پدر باشد و مادر اعتراضی نداشته باشد انگار که آب از آب تکان نخورده است


و از آن سو به مردی فکر میکنم که چقدر زیر فشار رفته تا دست به چنین کاری بزند، و فرهنگی که یک چنین فاجعه ای را ارزش و مردانگی قلمداد می کند و با خودم فکر میکنم امروز در کنگاور، در محله ای که یک روز عاطفه با پاهای خودش راه می رفت و یک روز هم لابد کنار دوست پسرش راه رفته ، هستند کسانی که چنین اقدام وحشیانه و غیر انسانی ای را بپذیرند و به مردانگی و غیرت پدر صحه بگذارند؟




برچسب‌ها: درد نوشت
نظرات (27)
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:26
چی بگم امان از این بی بند و باری
پاسخ:
بی بندو باری؟
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:29
فکر نمیکنم قانون ولش کنه. یک پدر باید به کجا برسه تا دلش بیاد با بچه اش این کار رو بکنه
پاسخ:
ماجرا همین بود
در نهایت حرف و حدیثی که پشت دخترک بوده
به جایی خاصی نمیرشه سارا جان
این ارزشه برای این فرهنگ
وقتی سایرین خوشحال بشن از کل ماجرا
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:43
یه همچین چیزیو 2-3 سال پیش شنیدم, کجا؟ همین تهران فامیل دوست دوستم بود, دخترشو با تیر خلاص کرده بود, یه خانواده پولدار. .. باباهه هم ازاد شد اعلام کرده بود فقط میخوام کسی دیگه دست از پا خطا کنه. جرمش این بود که طلاق گرفته و پناه اورده بود به بابا!!!! اون یکی خواهرشم میخواست جدا شه فقط دنبال راه حل میگشت چیکار کنه جلو چشم باباش نباشه. ..
واقعا اون اسمش باباس؟ غیرت داره مثلا؟ خیلی ببخشید گوه بگیره اون غیرتشو. .. ادم میمونه چی بگه خیلی ها اجازه طبیعی ترین کارهای انسانی و رو ندارن خیلی ها هم. ..
پاسخ:
اینجا ایرانه
و . . . .



هعی وای من
من نشنیده بودم اینو
وحشتناک بود
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:20
کاش یه روزی تموم بشه!
اون روزایی که از مدرسه زنگ می زدن به خونه که دخترتون دوست پسر داره و دختره از ترس خودش رو از پشت بوم مدرسه پرت می کرد پایین :(
آخ که چه زندگی هایی تباه شد.
پاسخ:
هنوز هم میشه . . . .
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 11:03
پیامبری که با اومدنش جلوی زنده به گور کردن دختران بی گناه رو گرفت، نیست که ببینه یک عده حیوان به اسم تعصب و با سوء استفاده از دینش چطور دخترای بی‌گناه رو نه از طبیعی‌ترین حقشون، بلکه از زندگی محروم می‌کنن...
مرگ بر گشت فتنه انگیز ارشاد.
پاسخ:
چ دلنشین بود . . . پیامبر رحمت . . . های های پیامبر مهربانی ها
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 11:31
پروااااااااااااااااانه.... جیگرم آتیش گرفت. چقدر تعصب باید کور باشه و حرف مردم مهم باشه که از جون عزیزت بگذری و بچه ت رو بکشی.
و البته حماقت اون عموی بی فکر هم محصول همین تعصبه
وای سرم داره میترکه
پاسخ:
عزیزم
خیلی فکر کردم
عمو
پدر
گشت ارشاد
...
خیلی ها کوتاهی کردن
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:41
لعنت بر این تعصبات کور کورانه! لعنت بر جهل و نادانی
پاسخ:
ایضا
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 13:01
دسش درد نکنه خوب کاری کرده اینجوری خیال ما خانمهای پاک راحت میشه که هنوز تو ایت مملکن مرد هست دست و پنجشو باید طلا گرفت خدا کنه مرد آینده زندگیم مرد باشه مانند همین مرد
دختره احمق بیخود کرده دوست پسر گرفته اون هم نو کرمانشاه شهر شیر مردان کرد
خدایا شکرت که اینجا زندگی میکنم و میتوانم پاک بمانم
پاسخ:


موفق باشی
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 13:04
یعنی میارزه این همه بدبختی و مکافات فقط برای دوست پسر گرفتن؟خوب تو که میدونی بابات مخالفه دوست پسر نگیر مگه مجبوری
پاسخ:
مجید جان شما به من بگو تو این جامعه دقیقا کدوم پدری موافقه این کاره؟
یه دونه بمثال هم بگی من متقاعد میشم
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:21
از صبح که این خبررو شتیدم دارم فکر می کنم که جهل با آدما چیکار می کنه.
من خودم یه دختر دارم و واسه لحظه لحظه نفس کشیدنش و بزرگ شدنش دارم جونمو می دم با یه مریضیش من و باباش میمیریم و زنده می شیم.
چطور یه پدری می تونه دختر خودشو با دستای خودش بکشه.مگر اینکه این نادونی و جهل تا استخووناش نفوذکرده باشه.هی خدا نجاتمون بده
پاسخ:
باور آدما باعث میشه خیلی کارها کنن
کارهایی که از تو باورتم نمیاد
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:25
پروانه جان امروز از صبح گلوم می سوزد از فریادهای نزده , از خشم های فرو خورده و از خفه شدنهای اجباری .... هر روز خبری می خونیم که روزمان را سیاه می کند خبر اعدام ناعادلانه غلامرضا خسروی ,فایل صوتی مادرش که جگر خون می کرد و کشته شدن این دختر بی گناه به دست پدرش . واقعا گناه ما چیست؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
عزیزم

واقعا نمی دونم
حق داری
کاش میشد هر روز یه خبر خوب و پر انرژی میشنیدیم
کاش نبودن این چیزا
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:43
با خوندن این پست دهنم خشک شده و دست چپم بی حس شده
نمی دونم چی بگم
پاسخ:
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:57
روزی هزااااار بار خدا رو شکر میکنم نی نی تو شکمم پسره ...
از روزی که یادمه دارم برای ساده ترین خواسته هام میجنگم ...
سر از بهزیستی و بیمارستان اعصاب و روان هم در آوردم ولی به هر چی که خواستم رسیدم اما دلم شکسته دلم تنگه هیچ کس نمیخواد اسممو بیاره
دیروز بعد از یک سال یکی تو فامیل یه عکس از بابام فرستاد خیلی تو عکس مهربون و خوشحال بود هیچ وقت اینجوری ندیده بودمش
تصمیم گرفتم بازم دورتر بشم برم گم شم اصلا ، وقتی با نبودن من همه حالشون بهتره خب خدا رو شکر ، منم این ور دنیا با نی نی زندگی میکنم و فراموش میکنم همه چیزو ، این سرنوشت دختریه که دلش میخواست رو زمین اونی باشه که خودش میخواد ...
پاسخ:
عزیززکم
چند سال باید بگذره؟
چند ده سال باید بگذره تا این فرهنگ و این باور اصلاح بشه

خیلی مراقب خودت باش عزیزم
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 15:59
لعنت به این تعصب احمقانه و فرهنگ احمقانه
میدونی من دلم برای اون پدر هم به اندازه اون دختر میسوزه که تو این دوره و زمونه اسیر این مدل تعصب هاست
پاسخ:
به یقین اونم تحت فشار بوده
اما دخترک تنها قربانیه قصه است
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 18:04
آآآآخ
پاسخ:
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 19:44
سلام علیکم
عرب زمان جاهلیت دختران خود را زنده به گور می کرد . آنان جاهل بودند، تفکر نداشتند، هر آنچه رسم و سنت بود به آن عمل می کردند. لاکن ما اینگونه نیستیم و بحمدا.. در مملکت ما کسی دخترش را زنده به گور نمی کند.
پاسخ:
ممنون سید برای نوشتن این کامنت...
ما جاهل نیستیم
کاش حتا جاهل بودیم
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 21:47
پاسخ:
دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:20
می دونی پروانه جان! این پدر و اون عمو و مردان مشابه همون شیرمردانی هستند که خودشون از پشه ماده نمی گذرند!
هر جا مونثی در محدوده شون باشه دست اندازی می کنند،تجاوز می کنند ،متلک میگن،حریم می شکنند،ولی خوب برای دخترشون یه علاقه عاطفی ساده رو هم بر نمی تابند.می دونی چرا؟ چون بقیه رو هم به کثیفی خودشون می بینند...
پاسخ:
آه مریم جان
چقدر راست میگویی . . .
و چقدر راست دردناکی هم هست
دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:32
moteasafane bale,

too mosahebeh Soti Masih alinejad ba khanevadash, migoftan adamaye balaye 40 sal az in mozoo narahat nistan o ye jooraee khoshhal ham hastan
پاسخ:
بله
منم شنیدم
دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 13:47
قانونه جدید اینکه پدر و بابای پدر میتونن بکشن قصاص نمیشن.میدونی این یعنی چی.فرزند کشی.
پاسخ:
هعییییی
دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 15:24
راستی بگم من بعد شروع بدنسازی تو بلاگش نود درصدشو خوندم واسه خنده گوریلو قبلنا صفرو نیمو و چند تای دیگه اما تنها زن تو بودی تو بلاگستان
پاسخ:
این کامنت مال کدوم پسته؟؟؟؟؟؟؟؟
سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:10
وای خدایا دختروی توی دلمو کجا باید ببرم که در امان باشه
پاسخ:
فقط زنده به گورش نکن
سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 15:05
اونایی که تو پست با ذکر منبع معترض بودن و ادعای سیاه نمایی داشتن و میگفتن نه دیگه اینجوری نیست.
خوبه نیومدن این خبر رو تکذیب کنن!
پاسخ:
عجیبه ها
جدی
سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 17:33
وای خاک عاااالممح این حرفا چیه که میزنیییی..
بچمووو ....
یعنی به من میاااااددد؟؟؟!!!!
زبونتو گااز بگیییییر
اصلن باهات قهرم
پاسخ:
عزیییییزکم
من دلم از اون قصه ها گرفته
تو که نازنینی
تو گلی
تو قراره بهترین مادر دنیا بشی گلم
سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 22:20
دخترای بیگناه ان سرزمین ... دخترکانی از جنس حریر ..... و حالا به چه روزی افتادیم یعنی حرف مردم مهمتر از زندگی دخترت بود یعنی جیغاش رو نادیده گرفتی تا یه سری ادم حرف مفت زن ... اخه اینا هم پدر هستن
پاسخ:
پدری که قراره حامی ت باشه . . .
شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:13
اون مجید من نبودم. این اون کامنت بود که میخواستم بزارم، جهل مرکب و این حرفها....
پاسخ:
سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:13
محرم و صفر را زنده نگه دارید که ما هرچه داریم از اسلام داریم!
پاسخ:

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram