X
تبلیغات
رایتل

غمگنانه

یکشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 00:29

اب اکواربوم گوپی ها را عوض کرده ام،  تصفیه آب ساعت ها روشن بود و چندبن بار پشت سرهم فیلترو شستم و آب جدید ریختم  و جلبک ها را پاک کردم و ...

دست اخر امروز که آمدم خانه دیدم ماهی ماده ی بارداری که از تیرگی شکمش میشد حدس زد پا به ماه  بود(خوب اصولا بارداری شان چند هفته است و پا به ماه بودن یعنی عنقریب می زایید)  روی آب بی جان شناور شده بود...

ماهی مرده را از آب گرفتم

غصه دار شدم و از همه ی مراحل تمیزکاری اکواریوم که منجر به چنبن حادثه ای شده بود متنفر شدم!

بعدش هم یاد دخترکی افتادم که نوزادی را از دست داد که هیچ وقت ندید... بعدش هم دلم گرفت و برای دلش دعا کردم . . . 

وقتی غم مرگ یک ماهی میتواند اینقدر درد داشته باشد  . . .

هی وای


نظرات (5)
یکشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:46
خیلی حس بدیه
پاسخ:
یکشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 13:32
می فهممت بدجور ... من 15 تا بچه داشتم ، پرت و شارک و سیلور دالر و ... عشق دنیا و زندگیم بودن . یک روز خیلی آکواریوم رو تمیز کردم ، حتی سنگ های کف رو درآوردم و شستم ، گیاه هاش رو با آب نمک جوشوندم ، عالی و شفاف شده بود . فردا صبحش خواب بودم هنوز که حس کردم هزار تا صدا توی سرم فریاد می زنن و جیغ می کشن . نمی دونستم چی کار کنم . فقط دور خونه می دویدم ، به چند نفر از عزیزان زنگ زدم که از سلامتشون مطلع بشم و وسط یکی از مکالمه هام چشمم افتاد به آکواریوم . ده تا از بچه هام روی سطح آب بودن ! دو تا دیگه شون به شدت بدحال و بعد متوجه شدم سیم بخاریشون اتصالی کرده و توی همون آب توکسی درمی شدن . 12 تا از بچه هام مردن ... نابود شده بودم یه مدت . اون سه تا رو با بدبختی نجات دادم . الان کابوس شده برام . کافیه بخوابم تا صدای جیغ بشنوم و ببینم بچه هام جلوی چشمم پرپر زدن و نتونستم کاری کنم ...
ببخش تلخم ... ببخش دوستم ... همیشه سیم فیلتر و بخاریشون رو چک کن . خیلی حساسن . 6 سال بود که این بچه های طفلک از کوچکی تا بزرگیشون رو دیده بودم بعد یهو الان فقط سه تا مونده .
پاسخ:
عزیززززززم
الهی
والا این ماهیای من اونقدر زیاد میشن ک دیگه اصلا جا خالی نمونده
مراقب خودت باش
❤️❤️❤️
دوشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:51
پروانه میشه من یک روز عصر بیام خونت یا با هم بریم بیرون . من می خواهم باهات دوست بشم . تو هم می خوای با من دوست بشی ؟
پاسخ:
ای جان
آره عزیزکم
یه روز با هم بدیم پاساژ گردی
خوبه؟
دوشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 11:43
ای جان دلم پلاله
باشه بعد از ماه رمضان با هم قرار می گذاریم دلم لک زده برای چرخیدن تو شهر کتاب با یک دوست هنرمند و بعدش نشستن تو یک کافه و قهوه خوردن و از هر دری گفتن
پاسخ:
عالی
دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 14:54
هی وای
قربون دلت برم من

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram