X
تبلیغات
رایتل

همان جا . . .

دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 09:36


خواهرم پنج شش ساله بوده که پدرم به اقتضای کار و امورات یومیه مجبور میشود چند روزی برود مسافرت و به طبع در خانه نبوده. عمو جانم می آید خانه مان و خواهر را در آغوش می گیرد که جوجه جان؟

چرا ناراحتی؟

می گوید دلم برای بابا یم تنگ شده

عمو رندانه می پرسد جوجه جان دلت کجاست؟

خواهر زیر گلویش را ، جایی که آدم بغض می کند را نشان می دهد و می گوید

ایندا!


برچسب‌ها: دلتنگی، پدر نوشت
نظرات (11)
دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 11:25

عاالی بود...
دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 13:03
ببخشید ما تازه فهمیدیم

با تاخیر

برای پدر شما در دوره جدید زندگیش ارزوی سعادت داریم...

با تشکر
دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 14:04
پروانه جان خیلی از نوشته هات رو خوندم. بعضی جاها خیلی حس همذات پنداری داشتم باهات. من دو سال ازت بزرگترم متولد ٦١. دو سال قبل ازدواج کردم و الان دارم طلاق میگیرم، یعنی از سپتامبر اقدام کردم و در کش و قوس پروسه و دعوا هستم. تنهای تنها دور از خانواده، دارم دیوونه میشم. ازدواج خیلی اشتباهی کردم و از ایران خارج شدم، به امید اون یک نفری که همسرم بود. همه چی رو ول کردم، اومدم اینجا که از صفر باید همه چی رو شروع میکردم. اما به دوسال نکشید که کارد رسید به استخونم و دیدم نه نمیتونم و نباید تحمل کنم... الان اوضاع خیلی خرابه، از یه طرف درس باید بخونم، از یه طرف طلاقم و حواشی اون و از طرفی همسرم و خانواده اش که بر علیه من تنها بسیج همگانی شدن!!! اینجا نمیشه مثل ایران ا امروز به فردا طلاق گرفت اما خوب مسخره بازی های اونجا رو هم نداره.. اما وقتی آدم تنهاست سختی ها چند برابر میشه...
پاسخ:
عزیزم
برات دعا میکنم
دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 14:09
قربون دلتنگیات خدا صبرت بده عزیزم
سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 03:39
پروانه....
پاسخ:
سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 09:07

روحشون شاد
سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 23:27
ای جانم
چهارشنبه 26 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 09:41
چند ورز پیش خوندم که پدرتون فوت کرده
بغض کردم و نمیدونم تسلیت گفتم یا نه
که ناغافل پدرم مرد....
..
چقدر حسهای دنیا مشترکند و چقدر نمیدانیم و چقدر...
بگذریم
شریک غمت هستم عزیزم
پاسخ:

وای من
چهارشنبه 26 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 20:19
همسن هستیم ولی ١٩ ساله که همان جام گرفته...
شریک غمتم
پاسخ:
وای من
شنبه 29 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 09:51
سلام پروانه جان.
خیلی وقت بود که به ویلاگ سر نزده بودم.
امروز اتفاقی اومدم.
از طریق وبلاگ لاله جان، توجه شدم که پدرتون فوت کردند.
تسلیت میگم. خدا رحمتشان کنه. فردوس نشین باشند ،انشاالله.
انشاالله خدا بهتون صبر بده.
پاسخ:
یکشنبه 12 دی‌ماه سال 1395 ساعت 00:46
سلام پروانه جان.
خیلی وقت بود که به ویلاگ سر نزده بودم.
امروز اتفاقی اومدم.
موتوجه شدم که پدرتون فوت کردند.
تسلیت میگم. خدا رحمتشان کنه. فردوس نشین باشند ،انشاالله.
انشاالله خدا بهتون صبر بده
پاسخ:
سلامت باشید

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram