X
تبلیغات
رایتل

شکایت نامه

دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 17:10

آقای خدای محترم

باشما هستم ها! بله! بیایین لطفا تکلیف من را روشن کنید! 

تکلیب من و دو تا خواهر هایم را و تکلیف برادرم را و تکلیف چیله را

و تکلیف دو قلوها را

و تکلف جوجه رژی مان را

ما این شب یلدا خودمان را کجا ببریم؟

خودمان را به دوش بکشیم و انار دان کنیم و برویم در خانه ی کی را بزنیم؟ هان؟ 

چرا مسئولیت کارهایی را که میکنی را قبول نمی کنید؟ چرا قصه ی آدم ها را یه جایی مثل کیسه ی سیاه زباله ناگهان برمیدارید و گره می زنید و پرت می کنید یک وری که این ور نیست. و می ماند سطل خالی و سفیدی که یک روزییی تویش کیسه بوده و البته آشغال

اوقاتم آنقدر تلخ هست که به این فکر نکنم که چقدر مثال نازینایی زده ام

اما اوقاتم تلخ است و طاقتم تنگ است و می ترسم از فردا که یلدا برسد. می ترسم که فردا شب بشود و ادم ها و  خنده ها و عکس ها و سفره هایی را ببینم که امسال نیست. تمام شده است انگار

می خواهم فردا را سر شب اصلا  از نه شب بروم تو رختخواب و بخوابم !

 لعنت به یلدای بی تو بابا . . . 

نظرات (19)
دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 18:33
سلام
شاید نتونم درک کنم
ولی خیلی چیزهای دیگه برای آدم باقی مونده که ارزش هستن اونها رو هم امیدوارانه ببینید.
پاسخ:
:((((((((((((((((((((((((((((
سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 07:15
قربان دلت بروم پروانه جان

......
پاسخ:
سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 15:23
بیا بغلم دخترجان
ببخشید که چیز دیگه ای ندارم جز همین بغل
پاسخ:
بغل ک بهترین چچیز دنیاس
سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 19:37
سلام چطوری؟!

یلدات مبارک
پاسخ:
دقیقا منظورت چیه از این کامنتاااا
چهارشنبه 1 دی‌ماه سال 1395 ساعت 08:00
امیدوارم حالا که یلدا به پایان رسیده، حال بهتری داشته باشی ... و حتما خودت می دانی، آنها هم که هستند، لزوما با هم نیستند؛ " بودن " همه مراتبی دارد.
پاسخ:

دیشب ب منم خوش گذشت
فقط نه مثه سال های پیش
پنج‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1395 ساعت 08:36
جانم ...
پاسخ:
پنج‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1395 ساعت 16:51
پروانه جان نمی تونم درکت کنم.حق داری مرگ عزیزان سخته....ولی تو هرگز با این شدت از پدرت نمی گفتی....طوری که من فکر می کردم.دلت با او صاف نیست....حنی یادن می آید یکبار در پستی گفته بودی بعداز تاهل دوباره اش کلا حالت را هم تلفنی نمی پرسید....حالا اینهمه بی تابی و گفتن اینکه یلدا را چه کنیم با روال سابق خیلی جور درنمی آید.خواهش می کنم دلخور نشو ولی انگارازین وربام افتاده ای
پاسخ:
شما اگر از پدرت دلخور باشی
اگر خدایی نکرده
فوت کرد
خوشحال می شین؟
جمعه 3 دی‌ماه سال 1395 ساعت 14:07
سلام پروانه عزیز
همیشه میگن مرگ بدترین چیزاست اما دلتنگی از اون بدتر است. جای خالی که هر لحظه بزرگ ترو پررنگ تر میشه به خصوص تو بزنگاهها. برایت شکیبایی آرزو میکنم.
راستی برایم جالب بود که خدا را مرد تصور میکنی!!!!
پاسخ:
اوهوم
یه مرد جدی هم هس
جمعه 3 دی‌ماه سال 1395 ساعت 21:24
منظور خاصی ندارم خانوم محترم نمیشه بهت تبریکم گفت؟
شنبه 4 دی‌ماه سال 1395 ساعت 12:02
خوشحال نمیشم.ولی اینطور که شما تا این حد بی تابی مختص کسانی هستش سالها با پدرشان به خوشی وخرمی بوده اند،،،،مدل سوگواریتان یکطوری است، ،،من نمی توانم رک نباشم
شنبه 4 دی‌ماه سال 1395 ساعت 14:11
سلام . فوت پدرتون تسلیت میگم
هرکسی دوران و زمانی داره برای سوگواری آدمها یا چیزهایی که از دست میده و نمیشه برای کسی تایم در نظر گرفت و گفت کمتر یا بیشتر از اون نامعقوله
در جواب اون دوستمون که گفتن درک نمیکنن اینطور برای پدرتون سوگواری کنید عرض کنم که گاهی ما اشخاصی از دست میدیم که گوشه دلمون ازشون پر از خشم و حرفهای ناگفته و سوالهای بی جوابه
حتی دشمنمون .پدر که جای خودش رو داره هرچند کوتاهی کرده باشه یا راهی که ما اشتباه میدونیم رفته باشه یا دلمونو شکسته باشه
و بعد از ازدست دادنشون هم برای اون شخص سوگواریم و هم برای تمام این زخمها و سوالهای بی جواب و حرفهای نگفته
من حس میکنم سوگواری پروانه جان از این نوع هست
سوگواری کن عزیزم تا هر زمان که حس کردی خالی شدی
نذار غمی از این جنس در دلت رسوب کنه
از خدا برات ارامش میخوام و روزهای روشن
پاسخ:
مثل اینکه با خواهرت دعوا کنی
بعد خواهرت بیفته زمین پاش آسیب ببینه
نمی بریش دکتر؟
چون دعوا داشتین؟
جواب اون کامنت چیزی بود ک من ننوشتم
اما تو سکوتش میشد خوند نازنین نازلی جان
دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1395 ساعت 17:04
من مثل بیشتر شماها نمی تونم بنویسم ودردل کنم واقعا نویسند های هستید برا خودتون
ولی وقتی دیدم تاریخ نوشته ات هنوز تازه است و می شود اعتماد داشت صاحب این وبلاگ به زودی به احتمال زیاد دوباره به این وبلاگ یه سری می زند دل آدم قرص می شه برا نوشتن یه نظر
نظریه نه نظر
درست مصادف با تاریخ این وبلاگ من یه خبر وحشتناکی راجع به پدرم شنیدم که واقعا اوضاعم رو تواین چند روز به هم ریخته خیال ندارم سرتو درد بیارم
می خوام بگم فوت یک عزیز پدر داداش یا هر عزیزی گاهی بدترین خبریه که می شنوی ولی گاهی یه خبرا بدتر از اونم هستن
آخرین غم زندگی باشه
---- خدا هیچ پدری رو بهتر بگم هیچکس رو شرمنده کسی مخصوصا اولادش نکنه
پاسخ:
ای وای من
فک کنم بفهمم چی می گین
من که مادر هم نبودم حتا
اما این دستای خالی ای که میای خونه
این که بچه ت چیزی بخواد
اینا واقعا دردناکه
سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1395 ساعت 01:18
اولین یلدا بعد از فوت پدر.. دقیقا میفهمم چجوریه چون خودم تجربه کردم. و خطاب به خانم یلدا بگم که دلخوری و کدورت از اعضای خانواده منافاتی با احساس ما نسبت به اونا نداره. زندگی یکی دو روز نیست، کلی راه اومدیم تا به اینجا رسیدیم... از خاطرات بد بزرگسالی هم که چشم پوشی کنیم پدر و مادر جز جدانشدنی خاطرات کودکی مون هستن...
واقعا استدلال عده ای از دوستان قابل درک نیست.
پاسخ:
عزیزم
خانوم یلدا رو هستم
به شدت
سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1395 ساعت 10:10
پروانه جان درکت میکنم. منم این روزهارو گذروندم. اولین یلدای بدون پدر،‌ اولین عید،‌ سیزده بدر،‌ عقد و عروسیت ،‌توی تموم این لحظه ها جای خالیش بیشتر خودشو نشون میده.

از روز پدر نگم که سراسر اشک و اهه برای من ،‌حتی بعد بیست سال از رفتن پدرم

خدا بهت صبر بده عزیزم
پاسخ:
کاملا درست میگی . . .
جمعه 10 دی‌ماه سال 1395 ساعت 04:35
Parvaneh joonam,
As khahar baradar berin ya khooneye ha har ki bozorgtareh
ya har ki davtalab misheh. Hala az yalda ke gozasht, vali azizam, zedegi va marg rooye ye teif hastan ke hamamoon separish mikonim. Zendegi male zendehast. Man ke az tasavore in ke bacheham baad az man ghosseh bokhoran baraye eid o yalda o ina hesabi delam migireh. Maman bab .aye to ham razi nistan be ghosseye shoma

Miboosamet.
Yalda va hameh vaghtet mobarak
پاسخ:
شنبه 11 دی‌ماه سال 1395 ساعت 23:02
پروانه جان جواب درست را نازلی داد....متشکرم.سوگواری برای از دست دادن.وحتی زخمها وسوالهای بی جواب....این برایم قابل قبول است.....نه اینکه ما بی تو یلدا را چه کنیم....بیشتر خنده دار تا گریه دار....پدر ومادر در همه حال باید بهشون توجه بشه...۱۰۰هزار شکایت نامه راه به جایی نمی بره....
دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:03
پری دلم رفت برا نوشته هات ، دلم رفت برا نوای غمگینت ، دوستم
نبودنها تو روزهای خاص به بیشتر به چشم میان
پاسخ:
بله
با شدت ب چشم میاد این فقدان
عزیزمی
شنبه 18 دی‌ماه سال 1395 ساعت 14:21
عزیزم من فقط از خدا مرگ پدرم رو میخام.آرزو دارم جای تو باشم.
پاسخ:
شک نکن پشیمون می شی
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 11:32
سلام پروانه جان
دنیا خیلی نامرد تر از چیزی که فکرشو میشه کرد
درست دست رو چیزایی که " نباید " چیزایی که کمرتو می شکنه
یه ساعتو ثانیه هایی مثه یلدا غبار غم و تنهایی رو صورت میشینه
یه حال خوب و صبر جمیل واست آرزومندم
پاسخ:
سلام عزیز دل
سلامت باشی و دلت خوش
ممنون مهربان بانو

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram