X
تبلیغات
رایتل

وقتی عشق بر آدمی حادث می شود

چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:55


وقتی اروس، خدای عشق و احساس یونان باستان  از تیردان طلایی اش تیری را به سمت کسی  نشانه می گیرد و پرتابش می کند، زمانی است که عاشقیت مثل تور ماهی گیری می افتد روی آدم  و چاره ای نداری !جز اینکه شکار بشوی و نه اختیار تصمیم گرفتن داری و نه مجال گریختن و نه توان نپذیرفتن!

 انگار اجتناب ناپذیر میشود ! خلع صلاح می شوی و مرزهایت را در می نوردی و همه باید ها و نبایدهایت را زمین می گذاری و شیفته وار رهروش می شوی . . .

 سپرت  را زمین می گذاری و این زمین گذاشتن نه از روی صلح و از روی جنگ و خصومت و شکست است، سپر را زمین می گذاری چون مجبوری! چون ناچاری ! این ناچاریت چیزی از جنس دیگری است که شوق زاید الوصفی را در خود نهان دارد!نه می توانی راهش ندهی و نه می توانی خرسند باشی از این مفتوح گشتن توسط نیرویی که بسیار دلنشین و بسیار سوزاننده است.

ادم دلش می خواهد دست هایش را بگذارد روی سرش و چهار زانو بنشیند یک گوشه و چمباتمه برند و های های گریه کند، به حال خویش! مثل یک بیماری می ماند، بیمار کسی شده ای ، مثل یک بیماری حاد! درد و درمانش هم یک جاست!

اما همه زیبایی عشق در بی اختیار بودن آن است! آن گاه که ناگهان بر آدمی حادث می شود!

و جایگاهش از ناخودآگاه آدمی ، جایی میان روح آدمی است که می تراود! 

مانند رویای مجسمی است که در بیداری می بینی! همان قدر رازآلود و همان قدر گویا



اقتباس آزاد از این کتاب:

+


برچسب‌ها: در ستایش عشق
Instagram