X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آدرس کانال

شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 14:46

(پست ثابت برای اطلاع رسانی) مطالب اینجا در این کانال هم، به روز می شود:

   +

وام بانک و مافیها

شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 14:59


سر صبح است که  اسم ام اس سررسید اولین موعد بازپرداخت وام رسیده است،می آید. یک ساعت مرخصی ساعتی گرفته ام و جلدی پریده ام تا بانک مسکن سر میدان توحید و با آقای فولان که پیگیری کارهای وامم را کرده سر و کله می زنم که چطور قسط ها را پرداخت کنم که لازم نباشد هر بار تا بانک بیایم و دارد راه و چاه نشانم می دهد و از نصب اپلیکیشن و اینترنت بانک و  تلفن بانک و . . .حرف می زند که هر کدام چطور و چگونه می توانند کمکم کنند تا راحت به امورات قسطیه بپردازم و هیچ حواسم به پیرمرد فلفل نمکی ای که مدتی بود در نزدیکیم روی صندلی پیشخوان نشسته، نبود که همسرش از پشت سر ، (روی صندلی های پشتی نشسته بود) با تاکید روی بعضی کلمات گفت:

با حق برداشت برای هرررررر کدام از طرفین

ناخوداگاه برگشتم و چهره زن را دید زدم، زن پا به سن گذاشته و شیرینی بود که پیدا بود امورات خانه و خرید و بچه های و هر چیز دیگر را با تاکید تو مخ حاج آقا فرو می کند و پشت سر همه اتفاقات ریز ریز می خندد و اگر چه اسمی از او برده نمی شود همه می دانند که نخ های ماجرا در دست چه کسی است.

یادم آمد که پدرم  قرار بود با برادرم یا خواهرم یک همچین حسابی باز کنند تا برای دخل و خرج های  پیش بینی نشده کسی باشد که امور مالی را در دست بگیرد و نمی دانم وقت نشد که همچین اتفاقی بیفتد یا به کل تصمیم بازکردن  حساب منتفی شده بود!

مرد یک بار دیگر حرفی را که همسرش زده را طوری که شمرده و واضح باشد از پشت شیشه ی رسپشن بانک طوری که متوجه همه کلمات بشود تکرار می کند و و بعدش نیم نگاهی به پشت سرش می اندازد و من اگر چه بر نمی گردم و دوباره در چهره زن نگاه نمی کنم مطمعنم که دارد به صورت همسرش لبخند می زند.

توضیحات آقای فولانی تمام شده و دارم اپ بانک را که دانلود کرده ام نصب می کنم که پیرد مرد با تردید سرش را می خاراند و می گوید یعنی . . .  یعنی این خانوم فردا می تواند تنهایی بیاید و همه  ی این پول را بگیرد؟ و باز برمیگردد و پشت سرش را نگاه میکند

قسط اول از 144  قسط  وام بانک به مبلغ تقریبی یک ملیون تومان را پرداخت می کنم

بی توقف برمیگردم شرکت  و انگشت مرخصی را که می زنم نگهبانی می گوید شد 44 دقیقه!

می دانی . . .آدمی به امید زنده است

برچسب‌ها: خانه نوشت، یومیه
Instagram