X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

رساله ای در باب زنانگی

یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 10:59

صبح داشتم اینستاگرام را بالا و پایین میکردم که چشمم خورد مطلبی که دکتر شین به اشترا ک گذاشته بود. در باب فریب بزرگی که دختران دهه شصت و پنجاه را تهدید می کند و در تفسیری چند خطی از آن نوشته بود که دختران دهه شصت و پنجاه  به دنبال دستاورد هایی هستند که از آن ها در نهایت مرد می سازد و در گام بعدی برای ارایه درمان و راه حل به نسل های قبلی اشاره کرده که مراجعه کنید به مادربزرگ هایتان که ببینید آیا این ها شادتر بوده اند یا نه؟

زن هایی که 28 تا سی و یکی ، دو سالگی دنبال خریدن خانه و ماشین و فولان و بهمان هستند را منع کنیم از ساختن دنیای شان در برابر کدام وعده و کدام جایگزین بهتری؟

زنانی که میجنگند و تلاش می کنند و قله های فتح ناشدنی و مرتفع را یکی پس از دیگری در می نوردند و به ساختن قلمرو و دنیایی مشغولند که هیچ مردی پیش از این برایشان نساخته است. حالا به نظرتان چقدر می تواند درست باشد که این ماجرا را تله و بزنگاه ببینیم چون اگر زنانی جهان شخصی شان را بسازند بازنده ی جهان دیگری هستند که مادران و مادربزرگ هایمان در آن زنان فاتحان بزرگی بودند که شاید از آن صدای خنده و شادی و خوشبختی می آمد که من در صحت و سقم آن هم  اندکی شک دارم! (صرف به کار بردن  واژه ی خوشبختی ، برای زنی که شوهر و بچه دارد)

به واقع سطح کیفیت  زندگی زن امروزی که درس می خواند و کار می کند و ماشین می خرد و عصر ها را صرف رفتن به باشگاه بدن سازی میکند و شب ها حیوان خانگی اش را می برد در پارک سر کوچه تا بچرخد چقدر فرق دارد با زنی دیگر که آیینه ی خوشحالی و موفقیت دیده می شود؟

زنی که خیلی زود ازدواچ کرده، شریک زندگی اش را به احتمال زیاد آدم های دیگر زندگی اش انتخاب کرده اند و به احتمال خیلی زیاد هیچ وقت در هیچ شرایطی به جدا شدن و طلاق نیندیشیده است. بلافاصله بعد از ازدواج به مشغولیت بارداری و فرزندآوری می پردازد و تمام وقتش را صرف کودکانی که یکی پس از دیگری دورش را می گیرند می کند. اگر هم بچه دار نشود که نسخه اش پیچیده است و باید برود جایی در یک سوراخی تا اخر عمر در سکوت گذارن عمر کند و از این گردونه ی پر زرق و برق و پر سر و صدای روزمرگی که همه هولت می دهند تا وارد آن شوی اخراج میشود و دیگر جایی در آن ندارند.لیکن پس از اینکه بچه ها از آب و گل در آمدند وقتش را صرف درس و مشق بچه ها و از آب و گل در آوردن آنها کند و نهار و شام خوش مزه بپزد و هفته ای یک بار ایل و تبار آقای خانه را به صرف نهار یا شام وعده بگیرد و زن خوبی باشد و تمکین کند و روی از نامحرم بگیرد و بچه ها را سر موقع بفرستد خانه بخت و  فولان و بهمان . . .

تمام  آنچه نگرش این چنینی را ایجاد کرده یک نگاه سنتی است که ما دلمان می خواهد تویش فرو برویم و با همان فرمول و دست نوشته های آدم های پیش از خودمان راه امروز را طی کنیم که جواب نمی دهد! برای امروز دیگر جواب نمی دهد!

خیلی دلم می خواست برای دکتر شین جوابیه ای بنویسم به این معنی که تله ای که دختران و زنان دهه 50 و 60 را تهدید می کند این نیست که دنبال ساخت دنیای شخصی خودشان هستند! تله این جاست که بخواهند شبیه مادران و مادربزرگانشان باشند! چون زمانه دیگر زمانه ی مادربزرگ ها نیست و آدم ها مرتفع شده اند و توانمندی ها افزایش یافته است. چون فاصله ی زن ها و مرد ها کم شده است و زن بودن به معنا ناموس بودن و شکستنی بودن و موجود ترد و ضعیفی که باید آن را در پستو از حرم نگاه نامحرمان در امان داشت نیست. 

زن بودن همان قدر که مرد بودن توانایی است می تواند توانا باشد.

قرار نیست هیچ زنی جای هیچ مردی را بگیرد! قرار نیست هیچ زنی  خود را با مردی مقایسه کند! قرار نیست مثل یک مرد زندگی کند! قرار نیست زنانه گی هایش را سر ببرد و فراموششان کند، قرار نیست خشن و زمخت و جدی بشود . . .

قرار است همان طور که دوست دارد زندگی کند! درس بخواند یا نخواند! رشته ای که دوست دارد را انتخاب کند! با شخص مورد علاقه اش رابطه بگیرد و اگر ازدواج می کند نه از سر اجبار و حرف مردم و اصرار اطرافیان که به سبب این باشد که نمی تواند بی آن دیگری، بی آن آدم آن سر رابطه خوشحال باشد. اگر ازدواج می کند همان شکلی که دوست دارد لباس بپوشد و مهمانی بگیرد نه آن شکلی که هزاران نفر قبل از اون آن را بدون ذره ای تغییر انجام داده اند و هیچ کجایش را نمی شود اهلی و شخصی و مال خودت کنی! بعدش هم در رابطه ی ازدواجش هر کجای رابطه که حس کرد باید این را تمام کند و عزت نفسش در خطر است و رابطه دیگر کار نمی کند این توانایی را داشته باشد که از رابطه بیاید بیرون و تمامش کند!  حتا اگر فرزندی در آن رابطه هست را به دندان می گیرد و می آید بیرون، اما به خاطر حرف مردم و خوشامد دیگرانی که هیچ از حال و روزش خبر ندارند یک عمر در رابطه ای که حالش را خوب نمی کند باقی نمی ماند! به خاطر ترس از گرسنه ماندن و بی سرپناه ماندن و  . . . می داند که آنقدر قوی و توانا هست که همه ی این ها را برای خودش و کودکش فراهم کند و اگر می ماند انتخابش ماندن است و بندی از اجبار به پایش گره نخورده است

راستش من این چنین زنی را بیسار توانا تو و قابل احترام تر می دانم آقای دکتر شین.

حتا اگر صدای خنده های کر کننده ای که از دیوار های خانه اش به گوش می رسد کم تر باشد از هر حالت دیگری . . .

حقیقت این است که ما در دوره ای زندگی می کنیم که در حال گذار است. گذر از سنت به مدرنیته و حالا نیمی دست پیش را گرفته اند و  نیمی دست پس را . . . من اما می گویم هیچ ایرادی ندارد که کسی در این روزگار هم دلش بخواهد خیلی سنتی و متحجرانه زندگی کند، فقط به شرطی که بداند دارد چه کار می کند، بداند کجای زندگی اش است. تو قیف سر نخورد و راه رفته ای را همگان رفته اند را برای چندم بپیماید، راه خودش را بجورد و بیاید و بپیماید و آن را زیست کند و چه شیرین و عظیم است چنین زیستنی . . . 

برچسب‌ها: زن نوشت
نظرات (14)
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 12:41
امروزه برای خانومها وضعیتی شده که برای بقا در جامعه، باید قوی باشند . اگر وجود یا حمایت خانواده پشت سر اونها نباشه کسی نیست که دست آدمو بگیره و مشکلی از آدم حل کنه.

با این وضعیت ، موندن در چارچوبهای قدیم ممکن نیست و منجر به ایجاد طبقه ای شده که ناچارند خودشون به تنهایی دنبال لوازم و شرایط زندگی در این بلبشو باشند.کار کنند ، ماشین بخرند ، خونه تهیه کنند، بعد از ظهر ها برای سلامتی روح و جسمشون ورزش کنند و " ... " تا تنها نمونند .

برای کسایی که وارد زندگی مشترک نمیشن راه دیگری نیست تا حق انتخاب داشته باشند. یا ازدواج میکنی و در زندگی با شریکت همراه میشی و یا خودت باید هرچیزی رو که نیاز داری بدست بیاری.

من این دکتر شین رو نمیشناسم ولی ایشون توجه ندارند که اگر زنی کارهای فوق الذکر را انجام نده چطور زندگی کنه ؟ وقتی کسی حق انتخاب نداره چرا باید از راهی که مجبوره بره انتقاد کرد. جامعه ما میتونه روش جایگزینی رو به این دهه شصتی های مجرد مونده پیشنهاد کنه؟ آقای دکتر شین راه حل دارند؟
پاسخ:
سلام
طرح مساله ی جالبیه
اما خوب فکر کنم خود اوشون باید پاسخگو باشه تا من
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 17:33
سلام عزیزم
من دکتر شین میشناسم . و درس های زیادی ازش شنیدم
حرف دکتر شین این نیست که کار نکنید و خونه نخرید و...ادامه این بحث اینه که ازدواج و بچه دار شدنتون موکول به دکترا و خرید خونه و ماشین و... نکنید . میتونید بعد ازدواج و بچه و.. برید دنبال آرزوهای شغلیتون
حرفش اینه زنانگی صرف رسیدن به دستاوردهای مردانه نکنید
پاسخ:
سلام فرانی جان
بله منم درسایی زیادی از ایشون یاد گرفتم
اما این تمایز خیلی ظریفه دوست من
این که کدومو برای کدوم کنار بزاری
درس نخونی تا شوهر کنی
یا شوهر کنی و بعد اگر مجال داد درس بخونی
این اولویت ازدواج برای همه نمی تونه درست باشه که فرمول طور استفاده ش کنیم. به نظرم آگاهی لازمه
و بعد از آگاهی انتخاب حق مسلم ماست
خواه بریم درس بخونیم
خواه ازدواج کنیم
دوشنبه 17 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 11:33
زیاد دیدیدم کسانی که به هزار شیوه و نیرنگ سعی دارند به زن حالی کنند بابا دنبال چی هستی بچسب به همون بچه داریت گاهی یکی مثل همین آقای دکتر از پشت مدرک و عنوانش گاهی هم یکی با ابا و عمامه مهم نیست کی این حرفو می زنه محتوای گفته مهمه که همه شون به یه قصد بیان می شن به نظرم زنان باید از جنس درجه دو و سه ارتقا پیدا کنند واقعا همسر باشند نه ضعیفه.
پاسخ:
چیزی که شما می گین خیلی کلیه
راستش می ترسم بگم درسسته
یه جورای خیلی دامنه ی وسیعی رو شامل میشه
اما در مورد نتیجه ای که گرفتی
بسیار بسیار موافقم
دوشنبه 17 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 13:57
عالی گفتی عزیزم ، عالی ، واقعا همینطوره ،
پاسخ:
دوشنبه 17 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 21:56
پروانه جون
ممنون که بازهم نوشتی.
محدود کردن خانم ها به حوزه بارداری و مادری کار غلطی است. شاید یک زن هرگز در زندگی اش نخواهد که جبر فرهنگی حاکم را بپذیره و بچه دار بشه. مادر شدن وظیفه ازلی ابدی زن نیست، هنری هم نیست که بشه بهش مفتخر بود که اگر زنی باعث تولد بچه ای می شه خوب مادری کردن می شه وظیفه اش نه هنرش.
هنر اینکه معنی مادری را بسط بدی و محدودش نکنی به زن بودن و زائیدن. همان طور که هنر انسان بودن اینکه محدود نباشی به مرد بودن یا زن بودن. من راستش از حرف خانم دکتر خیلی دلگیر شدم. انگار اصلا دور و اطرافش را نمی بینه و حرف های صد من یک غاز حضرات زن ستیز را فقط Sugarcoat کرده. پوف ف ف ف ف ف
پاسخ:
سلام کامشین عزیزم
بله
در موردن زن بودن و مادر بودن
وظیفه یا هنر
خیلی درست نوشتی
و اون پو ف ف ف اخر
میگه کامشین دلش عجب پره
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 10:31
من که در کل در هیچ موردی با ایشون موافق نیستم اگرم چندتا حرف درست و حسابی زده از خودش نبوده
کدوم مادر بزرگ خوشبخت؟! زن هایی که دل همشون صندوقچه هزار جور درد و بدبختی بود؟ آدمی که خنده ظاهری اون زنها رو دیده و قضاوت کرده اسمشو گذاشته دکتر!
اون خنده و روی خوش اونا هزار دلیل داشت که تی یکی شم خوشبختی نبود
پاسخ:
به طرز غریبی موافقم باهات
بله
اما نقل قول هاش محشره
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 12:45
کلهم اجمعین مورد تایید است
پاسخ:
خیل هم عالی
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 14:21
زنهایی که به قول دکتر شین صدای خنده هاشون نشانه خوشبخی شون چاره ای جز اینکه سعی کنند با همون شرایطی که دارن سعی کنن حداقل به ظاهر احساس خوشبخی و خوشحالی کنن نداره چون تمام اجبارهای زندگیشون باعث شده توانمد نباشن و خیلی وقتا حتی از اینکه بشه بروش دیگه ای زندگی را حتی تصور نکنن چون اگه یاد نگرفته باشی بروش خودت زندگی کنی مجبوری به روشی که دیگران بهت دیکته میکنن زندگی کنی چون برای زندگی مستقل و باب میل خودت باید توانمند بشی و برای توانمند شدن باید بها بدی
پاسخ:
بسیار هم عالی نوشتی زهره جان
سطر اخر رسا و گویا و دلنشین بود و همع اونچه باید رو رسوند
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 16:10
لایک به پستت که عالی بودولایک به کامنت مژگان بانو.
پاسخ:
چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 04:03
سلام پروانه جان.من یکی از خوانندگان قدیمی شما هستم خیلی قدیمی مال اونموقع که داشتی جهیزیه میخریدی و بعدش هم.....همون سالهانمیدونم چرا یکبارکه اومدم سراغ وبلاگت هرچه تلاش کردم بازنشد منهم دیگه نیومدم وبرات آرزوی زندگی خوبی رو کردم ولی امشب تصادفی دیدمت. از فوت پدرت خیلی ناراحت شدم انشاءاالله خدا پدرومادر رو بیامرزه وروحشون در آرامش همیشگی باشه.امیدوارم همیشه سالم باشی و خدا عزیزان دیگرت رو برات نگه داره.خیلی خوشحالم از دیدن دوباره شما عزیزم
پاسخ:
سلام حمیرا جان
این جور که تو آدرس دادی گمونم هفت هشت سال پیش میخوندی منو
چقدر جالب
بعده این همه سال
ممنون دختر
خدا رفتگان شماروهم بیامرزه
سرت سلامت
بازم برام بنویس
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 11:09
سلام
اگر اون قرار نیست هایی که نوشتی به واقع در جامعه قرار نبود ونمیشد خوب یه چیزی . همه این حرفا درست . اما گاهی از اونور بووم میفتیم. چرا باید این فرق بین مرد و زن رو نادیده گرفت .
حقوق یه بحث دیگه اس . اما این تفاوت که حتما وجود داره رو هم باید نادیده گرفت؟
همونطور که درست نیست که نگاه کنیم که قبلی ها چه کردند و انجام بدیم . این هم تیشه به خواسته خودمونه که نگاه کنیم باقی امروزی ها چه می کنند و انجام بدیم.
آیا همه زنهای امروز به اینکه ماشین بخرن و بعدازظهرا برن دور دور و خونه بخرن و برن سرکار و بعدازظهرش برن باشگاه بدن سازیو شبش با حیوون خونگیشون بازی کنن و هزار جور چیز دیگه از این دست علاقه مندن ؟ حتما همه نه . اما چقدر اصرار بر این رو اطرافمون میبینیم؟

راستی خوشحال شدم دیدم اینجا هم بروز شد .
پاسخ:
همون دیگه
اصرار! اتفاقا هیچ اصراری نیست
شما نوک فلشو برگردوندی اوردی سمت من
در حالی ک من کسیو محکوم نمی کنم که بگم باید فولان و باید بهمان
می گم لازم نیس همه راه قبلیا رو برن
چ بسا ک ممکنه کسی هم اون راهو برده و راضی هم باشه
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 08:33
سلام
واقعا کی میدونه که کی با چی خوشبخت تره؟
دقیقا در حال گذر بین دو دوره ایم.
ببینیم چی حالمون رو خوب میکنه اون رو انجام بدیم
و نسخه مون رو فقط برای خودمون نگهداریم.
در جامعه ای که مردها هیچ مردانگی سنتی رو نگه نداشتند چرا باید زنها سنتی بمونند؟
پاسخ:
با نسخه نپیچیدن بسیار موافقم خانوم کیانا
کلا برای هیچ دونفری حتا
یک راه وجود نداره
شاید از ارمان ها و ارزش ها بشه حرف زد
اونم کاملا شخصی شده
چهارشنبه 3 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 13:10
سلام. منو یادت میاد. من همون نویسنده وبلاگ بی پدر خودشیفته هستم.
کماکان از فیدلی می‌خونمت. نوت آخرت رو توی گوگل پلاس ریشر کردم با لینک خودت.
وقت کردی یه خبری از حال و روزت بهم بده.
پاسخ:
عزیززم
چطور تورو از یاد ببرم رفیق جانم
من تورو دوست میدارم اخه
نه بابا
شماره تو دارم هنوز
از وقتی فیلتر شدی سخت شده رویتت
اما هنوز هستی
شنبه 6 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 18:58
سلام
کدوم فلش، کدوم محکومیت؟ من که حرفم در راستای حرف شما بود.
میگم این اصرار رو چرا باید ببینیم امروز، که من دارم میبینم میگم.منم که حرفم با شما یکیه چرا پس زاویه پیدا کردیم ؟
پاسخ:
شما لطف دارین
بله بله
منطورم یه اولویت درونی بود
یه حس نهانی ک ناخوداگاه به یه سمت سوقت می ده
والا کاملا در کلیات در یک راستا هستیم

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram