X
تبلیغات
رایتل

حبل المتین سرخ

پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 10:34

به قول لاله؛ دیروز خرس ها حمله کرده بودند، خیابان میرزای شیرازی را به تمامی در نوردیده و فاتحان بی تنازع شهر شده بودند. همچون مراسم دیرین و چندهزار سالانه که ماحصلش میشود شلوغی و ترافیک و دست فروش هایی که فرصت را غنیمت می شمرند و بساط میکنند، دیروز و دیشب شهر آکنده بود از وانت هایی  که کنار خیابان بساط کرده بودندو خرس های عروسکی و کوچک و بزرگ می فروختند ،  میزهای کوچکی که هر جا که میشد پهن شده بود و  گل و  شمع و شکلات های قلبی  و سرخ و هرچیز که بشود ربطش داد به ولنتاین در این  بازار مکاره ای که مشتری ها ی زیادی هم داشت به فروش می رسید.  

این ها را ننوشتم که نتیجه بگیرم چقدر ما حالمان بد است ، یا چقدر بی هویت، یا چقدر  . . . نه . میخواستم این را بگویم که ما چقدر نیازمند عاشقیت هستیم. این دل دادن و دل باختن انگار رسمی مجزا باشد از هر فرهنگ و جمعیت و کشوری که همگی در ان به اجماع رسیده ایم.

ما مردم عجیبی هستیم، راهپیمایی بیست و دو بهمن میرویم پیاده روی خیابان انقلاب و بعد سلفی می گیریم و تو اینستا می گزاریم و بعد از اعتراضات امثال دختر خیابان انقلاب هم حمایت میکنیم و بعد منتقدیم به اغتشاشات بازار ارز و دلار و  . . . اما گویا همه در این زمینه که عاشقیت باشد مشترک المنافع و هم نظر هستیم و آن طور گرم و صمیمی این روز را تکریم می کنیم که اصلا خیالی نیست که از کجا و کدام فرهنگ رسیده است. مثل فرزند ناخوانده و از خیابان جسته ای که آن چونان تکریم و تعظیمش می کنیم که با فرزندی که از خون و رگ و جانت است هیچ تفاوتی ندارد که در بعضی موارد خاص حتا عزیز ترش هم می پنداری . . . 


برچسب‌ها: عشق نوشت، happy valentine
نظرات (3)
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 12:41
بیش‌تر جماعت جو گیری هستیم. اکثر کارهایمان از روی احساس هست نه فکر، کتاب هم که نمی خوانیم.
پاسخ:
همه ش درسته
اما خوب باید براش کاری کرد
نمیشه ک کاری نکرد
چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 19:12
من با اجازت فکر می کنم بیش و کم " غربی" بودن رسم در این همه فراگیر شدنش نقش مهمتری داره از شاعرانه ای که تو نوشتی از عاشقیت. تصور کن که مثلا این یک رسم خاورمیانه ای می بود که فلان روز را بنامند یوم الحب و رسم هم انقدر در سراسر خاورمیانه تا هندوستان فراگیر که عمرا به گوش کسی نرسد. فکر میکنی دلیل " عاشقیت" می چربید یا "عه این رسمای داغون این خز و خیلای عقب مونده"؟ بدبختانه چیزی که تو ایران حتی شخص اول مملکت بهش دچاره عشق غرب بودنه. نگاه کن چطور بزرگ و مهم همه جای سخنرانی هاش وجود داره. پارسال زمستان توی خیابان تبلیغی دیدم که " دیگه حتی اروپایی ها هم بوتان می خرند". ساعتها بهش فکر می کردم که چطور اینکه آب گرمکن اگر توسط چشم آبی ها خریده بشه حالا گیرم چشم آبی از ممالک بسیار فقیر شبیه لیتوانی و رومانی باشه، بازم آب گرمکن ما مهم میشه و ملت میان میخرن...دردناکه.
پاسخ:
والا جی بگم من اخه
اون قسمتی ک از غرب زدگیه رهبر نوشتی رو نمی دونم کجای دلم بزارم
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 12:05
تصور میکنم از فراگیر شدن رسمهای قشنگ بجای هراس و ترس از تهاجم باید استقبال کرد. رسم گریه و مویه و ندبه که در این سالها فراگیرش کردند بغیر از افسردگی و ریا و تظاهر چه سودی داشت؟ ما زمان و مکان و والدین و حوزه جغرافیایی را خودمان انتخاب نکردیم! چشم باز کردیم ولی درکی نداشتیم و زمانیکه درک کم کم حاصل شد به آنچه انتخابش نکرده بودیم لاجرم عادت کرده بودیم درست بمانند نوزادی که از مادر معتاد متولد میشود. مگر بقیه انسانها هم غیر از اینند؟ اگر نوروز ما را کشوری ارج نهد آیا ما به آن کشور تهاجم کرده ایم.؟ هزاران سال بعد فاصله از هم دورمان نگاه داشت و اکنون به سبب فراگیری ارتباطات نوین میتوانیم فارغ از دخالت دولتها و سیاستها همدیگر را بشناسیم. از فرصت پیش آمده استفاده نیکو کنیم و گلچینی بسازیم از سنن نیکو از سراسر گیتی.
پاسخ:
سلام
بسیار خوب نوشتین

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram