X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چکی حساب میکرد . . .

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 16:47

 در یکی از همین فروشگاه های بین راهی مقداری خرید کردم و برای حساب کتاب پای صندوق ایستاده ام و متعجبم که چطور آقای مغازه دار بدون استفاده از ماشین حساب و چرتکه و هر گونه وسیله محاسباتی به مردم نرخ می دهد.نوبت من که می شود خرید ها را نگاهی می کند  و میگوید : عه ه ه ه پنجاه تومن

می گویم آقا اشتباه میکنید چار تا بسته چیپس و پفک اینقدر نمی شود! باز با همان لحن نگاهی سر سری به خرید ها می اندازد و با لحنی که چرا وقتم را می گیری می گوید: عه ه ه ه ه چهل تومن!

از بین خرید ها همان یکی را که لازم دارم و قیمتش هم مشخص است را برمی دارم و حساب می کنم و میگویم بقیه را نمی خواهم! می گوید پس باید همه چیز را در قفسه هایش بچینی . . .   نشنیده میگیرم چه میگوید و وقتی از مغازه بیرون می آیم  و تنها پشیمانی ام این است چرا نگفته ام که حقم بوده که قیمت اجناس را بدانم و بعدش هم آنها را درست جمع بزند و احمقی که مردم را فرض کرده خودش است . . .

جبران مافات

دوشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 14:26


برخلاف روزهای اول که به شدت عصبانی بودم، تصمیم دارم اموالی را که به سرقت رفته جایگزین کنم .فعلا از خرید یک هارد اکسترنال، یک سشوار (تازه سشوار قبلیم هدیه بود) و یک اتوی مو شروع کرده ام. چه برندی و از کجا خرید کنم؟   

دزد

سه‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 13:23

کلید را که در قفل در چرخاندم متوجه شدم کسی در خانه بوده، در اتاق ها باز بود و چراغ ها روشن. با ترس و بهت در اتاق خواب را که نیمه باز بود، باز کردم. داخل اتاق انگار که زلزله ای رخ داده باشد، یک گرگ وحشی را در اتاق محسور کرده باشی و در را بسته باشی! همه کشوها و کمد ها بیرون کشیده و محتویاتش ریخته شده بود روی زمین. پرونده ها و اسناد و مدارک و لباس ها و بدلیجات و لاک و فرش و جعبه های داخل کمد در هم ریخته شده بود روی زمین. جعبه ی کوچکی که در آن اندوخته ی کوچک طلاهای مادر و یادگاری های پدرم را نگه می داشتم تاراج شده روی زمین دیدم و همان وقت فهمیدم چه اتفاقی افتاده است. چند ثانیه طول کشید تا مغزم به زبانم دستور بدهد که دزد! دزد آمده . . .

شیشه شکسته شده بود و کسی که برای دزدی وارد خانه شده بود با پریدن از پنجره (رد کفش هایش هنوز روی تخت خواب مانده و من نمی توانم روی آن تخت بخوابم) وارد حریم خانه شده بود و هر چیز ارزشمندی که در کوله ی خودم جا شده بود، برده بود.

این پست فقط برای این نوشته شده است که اقدامات پیشگیرانه انجام دهید. از نرده دار کردن ایوان ها تا حفاظ در و نصب دزدگیر ! نمی دانم آمار سرقت افزایش یافته یا نه اما این چند روز و تردد در آگاهی و کلانتری و  . . .  به روشنی نشانم داده که وقوع حوادثی این چنین خیلی نزدیک است. سرقت گوشی هم که بیداد می کند!


Instagram