X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

عباس کیارستمی

شنبه 14 مهر‌ماه سال 1397 ساعت 10:59

عباس کیارستمی یکی از بزرگ ترین و محبوب  ترین شخصیت هایی که مثل ستاره در زندگی ام، می درخشد . از تماشای نقاشی  ها و  عکس ها و فیلم هایش سیر نمی شوم. لذت خواندن این گفتگو بین کیارستمی و آغداشلو را با شما به اشتراک می گذارم

این لینک



نظرات (4)
شنبه 14 مهر‌ماه سال 1397 ساعت 11:51
سلام
بابت لینگ گفتگو ؛بسیار ممنون و سپاسگزارم
پاسخ:
شنبه 14 مهر‌ماه سال 1397 ساعت 17:20
سلام خواستم به شما در تلگرام این متن را بفرستم که متاسفانه گویا آی دی شما از کانال حذف شده
Chapkosh:
چپراهه:
(اتحاد سرخ و سیاه)

عاشقانه هایی سرخ رنگ برای مموتی

نامه ی رفیق کیارستمی به محمود احمدی نژاد در دفاع از آرمان های انقلاب 57 و معذرت خواهی از احمدی نژاد بابت رای ندان به او به این دلیل که احمدی نژاد را پاک تر از آن می داند که بخواهد آلوده ی بازی های سیاسی بشود:

"تو برای من یادآور سال ۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغییر زندگی مردم مفاهیمی انتزاعی نبودند؛ چیزهای طبیعی و جزییاتی زنده از روحیه و عملکرد میلیون‌ها جوان معتقد و سالم و راستگویی بودند که می‌خواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقه‌ی محروم جامعه شرایط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بیست و چند سال نگاه که می‌کنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک می‌کنم. تو هم‌چنان بی‌دروغ «ما»ی سال ۵۷ را زنده می‌کنی....

متن نامه:

پسرم وقتی ۵ساله بود روزی مشغول خوردن بیسکویت بود، دوستی از او بیسکویت خواست و من هم از او خواستم که بیسکویتی به من بدهد. اما بهمن یک بیسکویت بیش‌تر نداشت. بلاتکلیف به هر دوی ما نگاه کرد که تنها بیسکویتش را به کدام یک از ما دهد. دوست من مشکل را ساده کرد و به او گفت: "بیسکویت را به کسی بده که بیش‌تر دوستش داری." بهمن نگاهی به هر دوی ما انداخت و به من گفت: " بابا من تو را بیش‌تر دوست دارم اما دلم می‌خواهد بیسکویتم را به او بدهم." هنوز نمی‌دانم آن روز، آن بیست چند سال پیش در ذهن پسر ۵ساله‌ام چه گذشت که بیسکویتش را به آن دیگری داد، که کم‌تر از من دوستش می‌داشت. ولی من دلیلی دارم که چرا رأی‌ام را به دیگری خواهم داد.

آقای احمدی‌نژاد، برای من دلایل بسیار ساده‌ای وجود دارد که تو را بیش‌تر از او دوست دارم. تو برای من یادآور سال ۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغییر زندگی مردم مفاهیمی انتزاعی نبودند؛ چیزهای طبیعی و جزییاتی زنده از روحیه و عملکرد میلیون‌ها جوان معتقد و سالم و راستگویی بودند که می‌خواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقه‌ی محروم جامعه شرایط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بیست و چند سال نگاه که می‌کنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک می‌کنم. تو هم‌چنان بی‌دروغ «ما»ی سال ۵۷ را زنده می‌کنی. من تو را دوست دارم چون نمی‌توانم به خودم راست نگویم که می‌دانم آن‌چه می‌گویی راست می‌گویی. این واقعیت است که در جهان کنونی قله‌های ثروت با دست‌اندازی به پله‌های قدرت جایی برای رشد مردم باقی نمی‌گذارند.

در این میان، آقای احمدی‌نژاد اما چیزی وجود دارد که تو را در دنیای ۲۰۰۵ ما وصله‌ی ناجور می‌کند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن می‌خوری که از دنیایی چنین آرمان‌باخته و بازیگر، افسرده شوی. دنیایی که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزیی از این دنیا هستیم. دنیا شرایط دشواری برای برای بازی راستگویان آفریده است اما هم‌جنسان قادرند دست یکدیگر را بخوانند و...

دوست عزیز، به‌سادگی بگویم ما نمی‌توانیم خود را در سال ۵۷ متوقف کنیم. دیگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصمیم‌ گیرندگان بازی کنونی نیستیم. تو درست‌تر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پیچیده‌ی سیاستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعده‌های بازی این جهان را آموخته باشد."

برای همین من رأی‌ام را به کسی می‌دهم که او را کم‌تر از تو دوست دارم اما کسی توانمندتر از تو در درک وقعیت‌های امروز زندگی است. همه‌ی امیدم آن است که او لااقل این‌بار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راه‌اند. پس گوشه‌چشمی به طبقه‌ی محروم داشته باشد و به سلامت اداره‌ی جامعه بها دهد. دوست عزیز من، تا کنون دو بار رأی داده‌ام و هر دو بار پشیمان. این بار با آمادگی بیش‌تر بار دیگر پای صندوق رأی خواهم رفت و اما رآی‌ام را به دیگری خواهم داد که او را به اندازه‌ی تو دوست نمی‌دارم. روزگار غریبی است برادر."

عباس کیارستمی
1384

برگرفته از خبرگزاری گفتگو

پ.ن: رفیق عباس کیارستمی از شرکت در تظاهرات های حرب توده به همراه پدرش تا همکاری با رفیق بیژن جزنی تروریست فدایی خلق در موسسه ی تبلیغاتی پرسپولیس و مشارکت در انقلاب 57که هرگز از آن ابراز پشیمانی نکرد و حمایتش از محمود احمدی نژاد از منظر بینش سیاسی برای خود کارنامه ای درخشان برجای نگذاشته است و این در هر صورت جدای از کارنامه ی کاری او به عنوان یک کارگردان سینماست. هرچند که آدمی ناخودآگاه با خود می اندیشد که آیا براستی آن آثار هنری نیز با همین وسعت دید و عمق ادراکی ساخته شده اند که در جهانبینی سیاسی این هنرمندان نهفته است؟
پاسخ:
دوست عزیز در متن همین گفتگو ذکر شده آقای کیارستمی پدر و پسر هیچ کدام در هیچ کدام از این تحولات اجتماعی نقش نداشته و برعکس از شرکت نکردن و از دور نگاه کردن به این وقایع صحبت می کند.
من متن نامه را سرچ کردم و هیچ جا سندیتی برای تایید آن نیافتم مخصوصا که نامه پس از مرگ آقای کیارستمی پخش شده
من همین قدری که می توانم نظر بدهم این ادبیات هم شبیه ادبیات ایشان نیست
یکشنبه 15 مهر‌ماه سال 1397 ساعت 14:28
پروانه
اونجایی که تفاوت انزوا و خلوت رو بیان می کنن خیلی دوست داشتم بخصوص اینکه مثالش از کتاب مرشد و مارگاریتا بود
کلن اون تیکه ای که جمع یه روز با توست یه روز علیه تو پس وابسته نباش بهش رو هم خیلی دوست داشتم

خیلی مرسی ازت
پاسخ:
عزیزم
منم دوست داشتم اونجارو
دوشنبه 16 مهر‌ماه سال 1397 ساعت 23:53
البته قبلاً گویا همان زمان در روزنامه شرق چاپ شده بوده بعدها دوباره این مورد رو شد باید بگردم لینکش رو پیدا کنم ، جدا از این مطلب ایشان یک چپ توده ای بود و جز کسانیکه در بوجود آمدن شرایطی که در آن قرار داریم مقصرند و مانند بسیاری از چپ های یکدنده هیچگاه عذرخواهی نکردند چپی که به خاطر ایدیولوژی سیاهشان حاضر بودند جان انسانها را هم بگیرند
عذرخواهی می کنم اگر تلخ بود
پاسخ:
دوست عزیز من سرچ کردم اتفاقا همه جا استاد کافی برای اینکه این مواردی که می گیم درست نیست وجود داره و ایشون در زمان حیاتشون و حتا در این مصاحبه جناح و سمت و سوشونو به روشنی بیان کردن
چیزی که تلخه وصل کردنشون به چپ و او ادم معلوم الحاله که از قبلش اعتباری بهشون بماسه
تلخ تر هم کسالنی هستن که باور می کنن و اشاعه ش میدن

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
Instagram