X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • من اینستامو پاک کردم! (چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1396 08:59)
    امروز شما را دعوت می کنم به چالش پاک کردم اپلیکیشن اینستاگرام از گوشی هایتان! و در ازای پاک کردنش خیالی آسوده تر را به شما نوید می دهم. باور کنید مطلع بودن از همه جزییات لباس و خوراکی های و مراسم و سفر و . . . همه دوستانتان و آشنایان، آرامش و امنیت به پی نمی آورد، استوری های پی در پی و 24 ساعته ی دوستانتان نیز به...
  • به هیچ معنی (پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1396 10:47)
    دل نوشته ام می آید وقتی نیچه گریست را می خوانم و کنارش هم کتاب صوتی اش را گوش می دهم ، وقتی روی کتاب فصل سه و چهار را تمام کردم فایل صورتی را شروع کردم و عجب کیفی دارد. مدت زیادی بود که خواندن کتاب چاپی و دست گرفتنش برایم سخت شده بود، در یک چرخش محسوس کتاب های صوتی جای خالی کتاب های آنها را گرفتند و این البته با یک...
  • از حاشیه (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 12:02)
    گاهی دامانت را برای در امان بودن از گزند خیس شدن و کثیفی تو مشتت می گیری ، از رهگذر آنچه هست، روزمرگی و حرف های عامیانه و تلاش های پوچ و کارهای بیهوده و دور همی های مسخره و خرید هایی که بود و نبودشان هیچ تفاوتی در زندگی مان ایجاد نمی کند. گاهی می خواهی جانت را در حاله از حمایت و خود داری درگیر روزمرگی نکنی اما ناگهان...
  • وقتی خبر، تنها به یک معناست (شنبه 22 مهر‌ماه سال 1396 09:56)
    بعد از نود و بوقی که از فک و فامیل پدری بی خبرم، دیروز ها ناگهانی دلم بسیار هوای دختر عمویم را کرد. تفاوت سنی مان قدر مادر دختری است البته اما هم را دوست می داریم . . . بعد از قربان صدقه های اولیه می پرسد خوب چه خبر؟ می گویم ارشد قبول شده ام و دارم درسم را ادامه می دهم. انگار نشنیده باشد از دخترش و دو قلوهایش که تازگی...
  • جای خالی بعضی چیزها (سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1396 16:10)
    گاهی وقت ها دل ادم خالی مشود مثل وقتی زیر پایت را خالی کنند . . .
  • رساله ای در باب زنانگی (یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1396 10:59)
    صبح داشتم اینستاگرام را بالا و پایین میکردم که چشمم خورد مطلبی که دکتر شین به اشترا ک گذاشته بود. در باب فریب بزرگی که دختران دهه شصت و پنجاه را تهدید می کند و در تفسیری چند خطی از آن نوشته بود که دختران دهه شصت و پنجاه به دنبال دستاورد هایی هستند که از آن ها در نهایت مرد می سازد و در گام بعدی برای ارایه درمان و راه...
  • خدا را چه دیدین (شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1396 14:46)
    خوب حقیقت این است که بسیار محتمل می باشد که این وبلاگ عنقریب حذف بشود، یا کلا دیگر آپ نشود و هر آنچه که قرار است اینجا بیایدمستقیم برود تو کانال تلگرامی اش! به این آدرس +
  • وام بانک و مافیها (شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1396 14:59)
    سر صبح است که اسم ام اس سررسید اولین موعد بازپرداخت وام رسیده است،می آید. یک ساعت مرخصی ساعتی گرفته ام و جلدی پریده ام تا بانک مسکن سر میدان توحید و با آقای فولان که پیگیری کارهای وامم را کرده سر و کله می زنم که چطور قسط ها را پرداخت کنم که لازم نباشد هر بار تا بانک بیایم و دارد راه و چاه نشانم می دهد و از نصب...
  • 33 (پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 10:49)
    رسیدن به 33 سالگی از یک سو آدم را می ترساند! و از سویی حس بلوغ آدم را دلگرم می کند، حسی که امنیت و نظم دارد، حسی که می گوید همه چیز تحت کنترل ماست، هرچه که باشد از پسش برمی آییم . . . تولدم مبارک
  • رساله ای در باب مرگ (دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1396 16:03)
    امیرحسین، معلم یکشنبه هایمان که یونگ درس می دهد . . . با تاکید تکرار میکند! من خودم گذاشتمش تو خاک، روش خاک ریختم! به دست هایش نگاه میکند و انگار که الان هنوز تن آن رفیق جان داده اش تو دست هایش باشد دوباره میگوید من خودم گذاشتمش تو خاک. و نمی دانم او گفت یا من شنیدم که تکرار می کرد با همین دست ها! با همین دست ها...
  • فشردگی (دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1396 10:30)
    حقیقت این است که گاهی آدم بد جوری فشرده می شود، انگار که یک وزنه ی هوار کیلویی بیاید بالای سرت و مستقیم از مغز سرت شروع کند به فشار دادن و تو هی مچاله و مچاله تر می شوی و چروک می خوری و درز هایت باز میشود و ناگهان یک جایی که فشار خیلی بیشتر از حدی شده است که تحملش را داری می ترکی! لب باز می کنی و ناسزا می گویی و...
  • آن روی سکه (شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1396 09:25)
    در زندگی همه ما لحظه هایی می رسد، که دقیقا همان آدم خرفت، احمق ،بی ملاوالات .... و یا نادانی می شویم که سالها و سالها برای اینکه به سایرین به اثبات برسانیم که نیستیم یقه درانیده ایم! برای گذشتن از این پل و رسیدن به یگانگی، بهتر آن است که آن وجه تاریک و اسیب پذیر وجودمان را از دنیای خفیه به جهانی قابل زیست بیاوریم و...
  • وقتی عشق بر آدمی حادث می شود (چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1396 12:55)
    وقتی اروس، خدای عشق و احساس یونان باستان از تیردان طلایی اش تیری را به سمت کسی نشانه می گیرد و پرتابش می کند، زمانی است که عاشقیت مثل تور ماهی گیری می افتد روی آدم و چاره ای نداری !جز اینکه شکار بشوی و نه اختیار تصمیم گرفتن داری و نه مجال گریختن و نه توان نپذیرفتن! انگار اجتناب ناپذیر میشود ! خلع صلاح می شوی و مرزهایت...
  • آدامس احترام به خود! (پنج‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1396 11:17)
    یک روزی یک پستی خواهم نوشت در تعریف لایف استایل آدم ها و اینکه چه جور می شود ساختش و چه جور می شود مثل اتاق شخصی ات که منحصرا متعلق به تو است اجزایش را طوری چیدمان کنی که از رهگذر خوردن صبحانه و پیاده روی عصر و آماده شدن برای رفتن تا سرکار حال خوشی پیدا کنی و مثل خوردن هلوی رسیده شیرینی لحظاتش در جانت بنشیند و بعدش...
  • روز نوشت (چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1396 20:21)
    تجربه ی امروز نشانم داد که سخت ترین کار دنیا همانا، هیچ کاری نکردن است! امروز از ساعت 9 صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر در دفترخانه ی رسمی 10 هشتاد خیابان اسکندری نشستم تا نوبتم بشود و بعد هم تاب آوردم که سیستم علیل و بیمار اتوماسیون سازمانی اثر انگشتم را ثبت کند تا بن چاق و سند تک برگی خانه صادر بشود! و در تمام این مدت به...
  • هل من ناصر ینصرنی؟ (شنبه 24 تیر‌ماه سال 1396 15:39)
    دوستان آشنایان خانوما آقایون من می خوام یه دوربین خفن تومنی و کاملا حرفه ای بخرم! آیا کسی هست آشنا ماشنایی چیزی داشته باشه؟ برای اقساط! یا دست دو؟! یا . . .
  • روز نوشت (شنبه 24 تیر‌ماه سال 1396 09:01)
    خیلی سال است که من می خواهم ارشد بخوانم اما تنبلانگی مجال نمی داد،شده بود ثبت نام هم کنم اما صبح روز آزمون که جمعه باشد خزیدن در رختخواب را دوست تر داشتم تا رفتن تا فولان دانشگاه و آزمون دادن را. اما امسال آدم منظم تری شده ام به گمانم (شاید البته) و دیروز که آزمون مرحله ی دوم رشته تصویر سازی بود و باید هفت صبح بیدار...
  • پشت دریاها شهری است . . . (چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1396 10:28)
    یک وقت هایی تو زندگی هست که آدم گند می زند! به تمام قد خراب کرده و هر جوری حساب می کند نمی تواند خودش را ببخشد! نمی تواند بگذرد و برود تپه ی بعدی را فتح کند. این جور وقت ها خوب است دستت را سایبان چشم ها کنی و چهار صباح آن ور تر را ببینی. می دانید زندگی مثل شهری است که در مه فرو رفته است و آدم تا آخر همین جا را بیشتر...
  • قهرمان زندگی خودت باش (شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 13:24)
    برای نوشتن این پست اول باید یک مفهوم را توضیح بدهم به این عنوان: "مانترا" مانترا ذکر یا وردی است که برای مراقبه به کار می رود و تکرارش در زهن آدم تمرکز ایجاد میکند. موراکامی هم در کتابش جایی نوشته در مسابقه ی دو ماراتن ، که از شرکت کنندگان پرسیده می شود که آیا برای به پایان رساندن مسیر مانترا یا ذکری داشته...
  • هیچکدام (سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1396 10:59)
    1 - نشسته و دارد بحث می کند سه نفری که دلت نمی خواهد بفهمند چه ویژگی ناخوشایندی را دارا هستی چه کسانی هستند و جواب می دهد: پدر! مادر! همسر! 2- پزشک مشاور تند تند فرم ها را برای بستری پر می کند و می پرسد چه کسی فرم رضایت عمل را امضا می کند؟ پدر؟ مادر ؟ همسر؟ 3- پرستاره شیفت شب که می خواهد کارت همراه صادر کند می پرسد چه...
  • نقاحت طوری (سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1396 09:25)
    یک کیست ریشه دار (ریشه اش دقیقا به اندازه ی این چهار پنج سالی که ولش کرده بودم بود گمانم) تو گردنم داشتم که پنج شنبه ی پیش سپردمش دست جراح و از هستی ساقطش کردم. خیلی سال بود که رو مخ بود و چیزی جز پشت گوش انداختن دلیل این همه تاخیر نبود. اما سرانجام دل به دریا زدم و بعد از دو ماه تست و ازمون و فولان و بهمان سرانجام...
  • چهارم خرداد 96 (دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1396 13:48)
    نمی دانم این پست باید سرخوشانه و شاد باشد یا تکیده طور ! خوب بالاخره بعد از مدت های مدید، جستجو، تصمیمم را برای خریدن یک از ملک های موجود گرفتم و به قولی دل یک دله کردم. در این جنگ روانی که بین بنگاهی های مختلف و صاحب خانه و . . . که کافی بود به هر کدامشمان دل بدهی تا ببرندت هفت تا فرسخ آن ور تر از جایی که گمانش را می...
  • روز نوشت (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 10:08)
    هنوز اولین کاری که بعد از نشستن پشت سیستم می کنم همین است که صفحه ی مدیریت بلاگ اسکای را باز کنم و ببینم چه خبر است. مدت ها از ننوشتن دوستان و آشنایانم می گذرد و کم کم دارد تبدیل می شود به عادت! می گویند اگر 40 روز بگذر و کاری را انجام ندهی می توانی کاملا مطمعن باشی که عادتی برای انجام دادنش نداری! اعتراف میکنم غیر از...
  • حاسِبوا أنْفُسَکُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا (پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1396 09:54)
    برای خودتان کاری کنید! قبل از اینکه دیگران برایتان کاری کنند . . . پ.ن: عنوان حدیثی از پیامبر اسلام: پیش از آن که مورد حسابرسى قرار گیرید، خود به حساب نفستان برسید و پیش از آن که سنجیده شوید، خود نفستان را در ترازوى سنجش بگذارید و براى آن حسابرسى بزرگ آماده شوید.
  • پس چرا؟ (شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1396 13:12)
    جمله ی فوق دارای عمیق ترین و ژرف ترین معانی و مفاهیمی است که من باید سه صفحه ی وردی بنویسم تا این مفهوم را متبادر کنم؟! پس چرا؟!
  • یک آشنایی مختصر (پنج‌شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1396 09:54)
    یک جایی وسط روزهایی که دنبال خانه می گشتم (هنوز هم دارم می گردم البته) بنگاهی خانه ای را نشانمان داد که از بس عادی بود عاشقش شدم. ماجرا از این قرار بود که کارشناسان بنگاهی آنقدر خانه های عجیب غریب با ایراد های فاحش و قیمت های خارج از تصور نشانم داده بودند که وقتی دیدم این خانه طبقه ی اول است و قیمتش هم منطقی طور است و...
  • عنوان نوشت (دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 12:56)
    سال جدید را با یک حال جدیدی آغاز کرده ام و از نشانه های این حال جدید یکی این است که به اطرافم نگاهی دوباره می کنم و بازنگری می کنم در بهبود حالم و رضایتم از روزمرگی ای که دست خودم است. آمدم چیزکی بنویسم دیدم عنوان وبلاگم شاخم می زند! نمی دانم آخرین باری که بی پروا طوری رفته باشم تو کوران کلمات کی بوده اما مدت هاست که...
  • سال نو مبارک (پنج‌شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1395 08:47)
    1-لاله های پارک رسالت سر از خاک برداشته اند و عنقریب سر به آسمان بلند خواهند کرد و بهار می آید و سال نو میشود. مثل نوری که امروز آشپزخانه را نارنجی کرده بود و وقتی بیدار شدم رفتن تا سر چشمه اش. بهارتان مبارک! 2- تا آنجا که ممکن است زندگی کنید! حتا اگر بر خطا و اشتباه باشد. زیرا آدمی از خلال خطا به حقیقت و معنا دست می...
  • بده بد بد (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 12:02)
    یک چیزی یک جایی گم شده . . . چرا بعضی روزها نمی شود لبخند زد؟
  • بده بد بد (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 12:02)
    یک چیزی یک جایی گم شده . . . چرا بعضی روزها نمی شود لبخند زد؟
( تعداد کل: 743 )
   1       2       3       4       5       ...       25    >>
Instagram